|
بالاخره اون روزی که باید میومد داره میاد ! دو روز دیگه بیشتر نمونده بهش ! باید بگم چیزی مثل استرس و دلهره تو وجودم نیست ! احساس نمی کنم اسمش کنکوره ! اصلا انگار اسم نداره ! واسش اسم گذاشتم ! اسمش هیچیه !!! اسم بیخودیه ولی بهش میاد ! Hey guys ! nO anxiety , nO nervous , nO disheveled ... any way be relax there,s nOt any monster ! Just leave it to GOD فکر نکنم دیگه گذرم به sara-banoo.blogfa.com بیفته ... دیگه وبلاگ نویسی رو دوست ندارم ... اگه خوبی از ما دیدین حلال کنین ! ... دعا هم یادتون نره ! اینم یه قلب خوشگل واسه مامانیم Bye fOr nOw خدایا هر کی دلش میخواد امسال قبول بشه قبولش کن ... خب ؟ + Wed 25 Jun 2008 1:34 PM ๑ •°● Posted By SaRa BaYat |
۸۵/۱۲/۳۰- خونه ی بابا - نزدیک سال تحویل ثانیه ها می گذرن و هر چی به تحویل سال نزدیک تر میشیم بغض گلوم بیشتر میشه ! از وقتی که به دنیا اومدم یادمه موقع تحویل سال و دعا کردن و حرف زدن با خدا اشک چشمامو پر می کنه و بغض می کنم ! ولی امروز بغض عجیبی گلومو گرفته! امسال سال چهارمه که مامانیم موقع سال تحویل کنارم نیست. میدونم که این بغض گنده مال نبودن مامانیه ... بابا میگن سارا جان ! نمی خوای حاضر شی ؟ زود باش دیگه بابا ! میگم چشم و زود حاضر میشم ! لباسامو می پوشم ! همونایی که مامانی واسم آورده بودن ! با عجله میشینم سر سفره هفت سین ... نگاه می کنم می بینم ! هیچی کم نیست ... سبزه هست، سمنو هست ، سکه هست ... همه چی هست ولی گل سفره من نیست ! گل سفره من اولش سین نداره ! ولی حضورش واجبه ! آخ مامانی چقدر جاتون خالیه ! مامانی عطرتون تو اتاق پیچیده ولی آخه پس خودتون کجایین ؟ الان دارین چیکار می کنین ؟ چقدر جاتون اینجا - کنار من خالیه ! خدایا نمی شه تا ساله دیگه مامانیمو برگردونی ؟ خدایا دارم دق می کنم می بینم نیست ! خدایا گلمو به تو سپردمااااا ! تو رو به هر کی که دوست داری قسم میدم مواظبش باش ! خب ؟ خدایا گل سفره ی من واسه هیشکی آزار نداره ! هر کی اذیتش کرد خودت ادبش کن . خب ؟ نگاه می کنم ! می بینم همه ی اهل خونه می خندن و دعا می کنن ! فقط من و داداشی ایمان یه جور دیگه ایم ... چقدر دلم می خواد گریه کنم ولی جلوی بابا روم نمیشه ! خجالت می کشم ! خدایا یه دعای دیگه هم بکنم ؟ این بغض گلومو یه کاریش کن ...یهو یه صدا شنیدم : آغاز سال ۱۳۸۶ ... همینجا بود که خدا بغض گلومو یه کاریش کرد و هر چی اشک تو چشمم بود اومد پایین ! -- امروز - ۲۸/۱۲/۸۶ خدایا ! خدای مهربونم ! دیدی تو این ۴ سال چقدر دعا کردم ؟ بالاخره امسال مامانیو صحیح و سالم تحویلمون دادی ... ممنوتم ! مخلصتم ! مامانییییییی یه نیشگون ازم میگیرین ببینم خوابم یا بیدارم ؟ امسال دلم می خواد سفره هفت سینمونو پر از گل شقایق کنم ! شما رو هم بذارم وسط !!!! بعد من و ایمان دور سفره می چرخیم اونوقت شما سرتون گیج میره میگییییییین بسه دیگه ! بشینین ! اگه یه بار دیگه از این کارا بکنین برمی گردمااااااااااااااااا ! ولی این دفعه دیگه نمیشه گلم ! سنمون بالاتر رفته درکمونم رفته بالا یا سه تایی با هم یا هیشکیییییییییییییییییی !!! خدایا یه چیزی بگم ؟ نه بذار داد بزنم بگم ... خدایااااااااااااااا شکرت ! عیدتون مبارک - سارا + Tue 18 Mar 2008 8:21 PM ๑ •°● Posted By SaRa BaYat |
باور نکن تنهاییت را ... من در تو پنهانم تو در من ... ! از من به من نزدیکتر تو ... از تو به تو نزدیکتر من ... !
امروز امتحان زمین شناسی داشتم ... چون خیلی زمین شناسی رو دوست دارم امتحانمو گند زدم ... ! قابل توجه خوانندگان : هیییییس ! یواش تر بخونین ! مامانیم می شنوه ! وای خدا! به این زبان انگلیسی بگو واسش چه سختی هایی رو به جون می خرم ! خدا جونم ! من اصلا دوست ندارم تقلب کنم ! امروزم تقلب نکردم ! حالا یه جایزه بهم میدی ؟ یه نمره ای که خوب نباشه بد هم نباشه ... ( میدونم که خدا جونم داری به من میخندی ، اما چه کنم دغدغه های منم همین چیزاس دیگه ) حالا لطفا همه ی دستا ، همین الان بالا - برام دعا کنین ... Don,t beilive you`re lonely ! God is here
+ Sat 5 Jan 2008 7:9 PM ๑ •°● Posted By SaRa BaYat |
|
| ||||||